السيد الخميني (مترجم: اسلامى)

211

تحرير الوسيلة (فارسى)

برسد نجس مىشود . و وضو يا غسل با آن مشكل است ، پس اگر حرجى ندارد واجب است آن را بيرون آورد ، و در صورت داشتن حرج بايد روى آن چيزى مثل جبيره بگذارد و بر آن مسح نمايد ، يا با فرو بردن آن در آبى كه به ملاقات نجاست نجس نمىشود مانند كر و جارى وضو بگيرد و غسل نمايد و اين در صورتى است كه از اول بداند خون بسته است . اما اگر احتمال بدهد كه گوشت بوده و با كوفتگى مانند خون شده است ، پاك مىباشد . ( 1 ) ششم و هفتم : سگ و خوكى كه در بيابان زندگى مىكنند كه خود اينها و لعاب دهان و تمام اجزاى اينها اگر چه جان نداشته باشند مثل مو و استخوان و مانند اينها نجس مىباشد . امّا سگ و خوك آبى ( دريائى ) پاك مىباشند . ( 2 ) هشتم : چيزى كه مست‌كننده و در اصل روان باشد . نه آنكه اصلا جامد باشد مثل حشيش هر چند بجوشد و به صورت عارضى روان شود و اما آب انگور اگر با آتش بجوشد و دو ثلث آن ( هم ) كم نشده باشد ظاهر آنست كه پاك باشد اگر چه بدون اشكال حرام است . و آب كشمش هم پاك است ، و بنابر اقوا حرام نيست ، و اگر آب انگور و آب كشمش خود به خود بجوشند و مست‌كننده شوند ، كما اينكه گفته شده است ، ( علاوه بر حرام بودن آنها ) نجس هم مىباشند و آب خرما هم بنابراين كه خود به خود بجوشد و مسكر شود ، نجس است . و اگر مسكر بودن همه اينها مشكوك باشد ، محكوم به طهارت مىباشند ( 3 ) مسألهء 11 - خوردن كشمش و خرمائى كه توى روغن بجوشند يا آنكه در چيزى مثلا ( دولمه و قطاب ) و يا با برنج ، پخته و يا در هر خورشتى قرار داده شوند ، اشكالى ندارد مخصوصا اگر جوش آمدن داخل آنها مشكوك باشد كه غالبا چنين است . ( 4 ) نهم : فقاع و آن شراب مخصوصى است كه غالبا از جو گرفته مىشود . اما اگر از غير جو گرفته شده باشد حرمت و نجاست آن مورد تأمل است اگر چه به آن فقاع گفته شود مگر آنكه مست‌كننده باشد . ( 5 ) دهم : كافر و آن كسى است كه به غير اسلام گرويده است يا به اسلام گرويده و ليكن چيزى را كه مىداند از ضروريات دين است بطورى انكار نمايد كه به انكار رسالت پيغمبر يا تكذيب پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) يا ناقص دانستن شريعت مطهره ، برگردد . يا گفتار و يا كارى از او سر زند كه موجب كفر او شود ، و فرقى بين مرتد و كافر اصلى چه حربى و چه ذمى [ 69 ] نيست اما ناصبىها و خوارج كه خدا آنها را لعنت كند نجس مىباشند و نجس بودنشان مشروط به اين نيست كه آنان نيز انكارى داشته باشند كه به انكار رسالت برگردد ، اما غالى [ 70 ] در صورتى كه غلو او موجب انكار خدا يا توحيد يا نبوت